تبليغاتX
الهه نا مقدس
ایمیلی و که چند وقت پیش فرستاد و از اینکه فرستاده بود

پشیمون بود و...نخوندمش..

تا..

تا ..

امروز..

که خواستم باشه..

بازم باهام باشه..

بازش کردم..

خوندمش..

..

داغ..

اما من سردم٬یخ بستم...حالم خوب نیست..

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

توی این سرما..

تب من و..

خیسیِ هوس..

بوسه خداحافظی و ازت میگیرم.

برات دستی تکون میدم و میرم..

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

بغض..

بغض..

بغض..

و یک دنیا حرف که در یک بغض کال خلاصه می شود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

آخ که چقدر سوختم..

آخ که چه زیبا سوختم..

تو بخند!

من نگات کنم..

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

آخرین ستاره ای هم که برایم مانده بود و گهگاهی

برایم چشمکی میزد که امیدی باشد ...

خاموش شد..

آرام خاموش شد..

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

خدا میگم که چرا؟

اینجوری٬ که اون اصلا نمیفهمه که...!

چرا؟

خب آخه منم توقعم زیاده ..

چرا؟

حالا هرچی! حالا که اینطوری شده...

من چی کار ؟

چرا؟

کنم؟

چرا؟!

اَه!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

میخواستم باشی

هروقت ..

هرجا..

درِ کمد و باز میکنم

قهقهه میزنم!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

زیاده

کمم..

واسه همین نمیشه!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

صدایم که می کند..

وابسته تر می شوم..

چرا وا؟

چرا بسته؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

تا حالا شده چشمت به چند تا دکمه که میفته

گریت بگیره؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess