تبليغاتX
الهه نا مقدس
از سهراب آموختم جور دیگر دیدن!

آسمان را که نمیشود جورِ دیگر نوشت
دریا را هم که نمیشود سر کشید..

پس شاید بشود جور دیگر دید!

آسمان باید موج داشته باشد و

دریا ستاره ها را در آغوش بگیرد

باید آموخت

در دریا اوج گرفت و در آسمان شنا کرد

این جالب نیست؟!

جورِ دیگر دیدن؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

زیر بارون..

با تو تنهای تنها شدن..

سردی بوسه ها..

و هوس هایی که هم چون ناخن های عاجز در پی گشودن رااهی

کودکانه میگردند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

باید هر لحظه

عاشق بود..

عاشق کسی که

ابتدای هستیت را

به روزنه ای تنگ نمیفروشد!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

او هم میرود...

یقین دارم وقتی بوسه آخر را میگیرم و رهایم میکند..

اشک هایم بی صدا تز از همیشه میچکد..

او هم تنهایم میکند...

اوو هم میرود...

یقین دارم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

کسی هست که عاشقانه دوستش دارم..

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

سراغت و از من میگیرن..

دلم میخواد بگم...رفته..ماله من نیست..

اما ته دلم به این خوشه..

خوشه که..

چرا اونا باید از من بپرسن تورو؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

خاکستری میشوم..

خیس از اشک..

عاشق میشوم...

بغضم که میریزد ته دلم..

تازه میفهمم ٬رفته بود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

خندید..

رفت..

گذشت...

دست هایم را بی هوا رها کرد..

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

میدونی آرزوم چی بود؟!

اینکه هیچوقت کسایی و که دوست دارم٬بی پناه نبینم!

چیزی که خوودم هستم..٬خدا...

بغض دارم...

توی آغوشت جایی واسه منم هست؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess 

من با این زخم ها بزرگ شدم..

با این درد ها قد کشیدم..

پس چرا..!

چرا هنوزم وقتی این صداهای لعنتی..توی خونه میپیچه!

نمیتونم بی تفاوت باشم..

چرا وقتی بهم میگن تو باعث ننگی٬نیشخند میزنم؟!

چرا؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط unhollygoddess