به این فکر میکنم
که چقدر از دنیا رو میشه در آغوش کشید؟!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
سیگارم و با کبریت روشن میکنم...!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
عزیزم..
عزیزم..
عزیزم..
محتاجم به آغوشت..آغوشی که روزی برای من بود..
عزیزکم..
رفتم..
رفتم...
ماه ها...
تا شاید..روزی...فراموش شوی...
نشدی...
به خدا نشدی..
فراز..فراز...
الان تورو از خدا میخوام...
خدایی که تنها محرم من....!
خدایا...من فراز و از تو میخوام...
به من برش گردون..!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
نیاز به یک آغوش.
و
یک شب
بی سحر
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
آدمک...
میخندد به من..
سیگارم را...~ گوشه لبم جابه جا میکنم..
دستانم را روی آتش میگیرم..
آدمک چشمکی میزند...
ذوب میشوم..~
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
من اصلا این روز ها خوب نیستم...
عشقم...فکرم...دنیایم..وخودم... را هم گم کرده ام..
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
زمستون پارسال...
هنوزم...سیگار و به همه چیز ترجیح میدم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
خدا هر کدوم از مارو یه طوری میگاد..
منم اینطوری گایید~
بی صدا...
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
این یعنی همون تقدیر..
تورو خواستن...توی تک تک لحظه های خوب زندگیم...
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
در آغوش خدا...!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess