اسمشو بزار عشق...
میخوام بهت نفرت و نشون بدم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
برای هیچکس فرقی نمیکرد..
که در دست های کوچکم..
چند ستاره پنهان کرده بودم..
برای هیچکس ...
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
حسی که به عادت شبیه بود..
نه عشق..
نه چیزی بیشتر
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
حاشا نمیکنم...
دستانم را به سوی تو...
بی نهایت دراز کردم..
که شاید..
تقصیر از من بود
تو هنوز هم کودکانه معصومی
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
شبی بود که من..
کوله بارم را جمع کردم..
به سووی امروز!
امروزم شکست خورده..
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
من به قطره های باران حسودی میکنم..
آرام آرام..
از اوج...به هیچ رسیدن..!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
صدای آمدنش را میشنوم..
انگار به گونه ای دیگر خودنمایی میکند..
انگار ترسیده باشم..
دستت هایم را میگیری؟
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
یک شب
باز هم هجوم تنهایی
خدایا باورم نداشت هرگز؟!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
بیا فکر کنیم همه چیز مثه قبله...
تورو میبینم و عاشق میشم..
بیا فکر کنیم..همه چیز...
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess