با تک ستاره من یکی میدونی!
این یَنی چی؟!
و عاشقم کسی و که من بهش میگم خدا
...
تو بهترینی خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
و من با صدای له شدنش!
روحم و سوهان میکشیدم!
خراش های روس دستم...
به همان اندازه روحم فنا شده
درست مثل گذشته با همان شاخه گل همیشگی!
که با دیدنش ته دلم...!
...
نگاهت که میکنم از دور..
آتش میگیرم!
همین!
تمام تنم یخ بسته!..
تمام تنم...
سال هایی که هنوز نیامده کفنشان کردم...
به نظرم مسخرست!
ممکنه دیر بشه..
حالت های عصبیم! ...
همه متوجه شدن..
حتی کسری که همیشه فکر میکرد تظاهر ه!...
دیشب فَ فَ اینجا بود! اومد تو اتاق کناره من خوابید انقدر تو خواب پریدم..
به مامان گفت! بهتره ببریش پیشه دکتر!
بی اختیار گریه میکنم..
دارم مینویسم!..
شاید دیرشه!