از دستم افتاد و شکست
زیر بالش آبی که زیر سرت میزاری یه مار کوچولو لالا کرده...
امروز زود
نمیدونم کی باید بهت میرسیدم...نمیدونم شاید
وسط امروز و فردا
تو مدام بیقراری میکنی
من مدام طبیب طلب میکنم
تو مدام بیقراری میکنی
من مدام میمیرم
تو مدام بی قراری میکنی
پسورد جایی و که باهاش همبستری میکنه فراموش کرده بود..
اما حالا وقتی واسه یه آدمی که خیلی کلافست کامنت گذاشت و اون چیزی و که میخواس به طرف بگه زیر لب گفت
یادش افتاد که ای دله غافل پسوردم همینه..
حالا بماند....