ام؟
ای؟
است؟
ایم؟
اید؟
اند؟
هیچکدام!
به آن کنج
که پاهایم را توی شکم جمع کرده بودم و
برای باران شعر های کودکانه ام را میخواندم
و یادم می آید کودکیم
که تنها بودم..
خیلی!
توی لیوانم خاموشش میکنم..
جـــــــیز!
چه صدایِ خیسیه!
و چه زیباست..
سقطش کردم!
که از دل برود٬هر آنکـــه از دیده برفت..
تو نبودی و نبودی و نخواهی آمد..
و نرفتی از دل..
و نه از خاطره ام..
صدای ساعتی ذهنم را می کوبید
که عقربه نداشت
دلم را آرام میکند!
هرچند پریشان باشم..
هر که نبود و بود
بالای ابر ها..خدا بود
خوب باهم بودن..
برای تمام امید هایی که دادی
برای تمام روزهای خوش..
برای وجودت
متشکـــــرم!
از قهوه تلخم شیرین می شوم..
سیگارم را ته لیوان تا نیمه پر خاموش میکنم..
آرام شده ام..
سخت آرام