می خواستم
می شد
میخواهم
می شود
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
بگو..
از کسی که می رفت
از کسی که میماند
از کسی که
به یک نیمه از یک قلب توی گردنبندش دل خوش کرده بود
بگو..
از کسی که
درد داشت
غم داشت...
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
می نویسم:جاری..و جاری می شوم
کاش زمان می گذشت
می رفت
گم می شد!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
کمی آنطرف تر صبح شده و من هنوز در آغوش شب خوابیده ام,کاش وقتی باران میبارید به مشت دستانم که کودکانه قطرات باران را می بلعید نگاه میکردی,چه هراس از دوری؟من خزیده ام در پاییز خاطرات
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
پیش از تولدم
دست های خدایم را بوسیدم...
و حالا بی تابم..
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
هنوز هم بوی نفرت به مشامم می رسد
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
من به چیزی اعتقاد دارم که بی ایمانم می کند
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
دلتنگ کسی هستم که وقتی رفت..
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
مرداد ماه منِ
ماه تولدم..
مرداد..
یعنی مرد+داد=مرداد
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
خیال می کنم که وقتی می رفتی بغضی هم کردی و دستی هم تکان دادی و گفتی دوستت دارم..خیال میکنم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
تازه فهمیدم که از آفتاب بیزارم و عجیب عاشقم
سایه هارو..
ستاره ها رو..
ماه و نسیم دم صبح و..
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
آهای با توام
درسته خودِ تو
حالا نوبته تو شد که چمدونت و جمع کنی و از قلبم گم شی بیرون!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
نه می تونم کنار بزارمش
نه می تونم باهاش باشم
روز های بدی و دارم پشت سر میزارم
خیلی سخته که کسی بخواد بهت مسلط بشه
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
خط بکش..
روی من..
روی چشم هام..
صدام و از یاد ببر!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
بهم فرصت بده
فرصت بده تا ازت فرار کنم..
بهم فرصت بده..
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
بعضی وقت ها هست که با زندگیم قاطی میشم..
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
تو بغل کسی بودن!
حتی اگه نباشه!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
عاشقش کردم
من مریض این کارم!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
میدونی آدمارو به سادگی پک زدن به سیکارم کنار میزارم
اما با خاطراتشون زندگی میکنم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
سنگ صبور ندارم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
یک خرس کوچولوی قهوه ای..با تی شرت آبی و یه قلب دستش
من و یاده شبایی میندازه که این شب ها خاطرااتش بهم هجوم آورده
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
من به این هق هق های بی دلیل
من به این زجه های خیس از اشک
معتادم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
از من بترس
که ماهرم به عاشق کردنت..
رها کردنت
و به راحتی فراموش کردنت
از من بترس که از جنس آدم نیستم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
کاش همیشه می شد
ساده گذشت..
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
آدم های تکراری و روز مرگی های من..صدای بوق ماشین ها و چشم های پر از اشک و این حس که همه مرا مقصر این اتفاق ناگوار می دانند..و شاید هم من مقصر بودم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
به انتهای این خط که میرسم
تازه میفهمم خط دیگری در ادامه راه نیست
که بگوییم نقطه سر خط!
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
و من به سرانجام این عشق فکر میکنم
که ما می بازیم
هم من
هم تو
و این یعنی عشق
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
آنجا که جاودانگی تنها با همبستری خورشید ممکن است/دست های عاجز از جستوجویم به زیر بالشتم میلغزند/شاید که مثل گذشته دست های سردت را بین دستانم حس کنم
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess
مال تو بودن کارِ من نبود
مال تو شدن کار من نبود
مال تو نیستم..
مال من باش...
+
نوشته شده در ساعت توسط unhollygoddess